|
|
-
-
سوره ص، آيه 78، جزء 23، حزب 46، صفحه 457، رکوع 394 وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ
-
و لعنت من تا روز جزا بر تو باد.
-
تفسير مجمع البيان و اين حقايق نهان و اخبار غيبى بر من وحى نمىگردد، جز از آن روى كه من پيامآور خدا هستم و هشداردهندهاى آشكار و روشنگرم، چرا كه اگر چنين نبود من، نه از آن رويدادهاى آغاز آفرينش سپيدهدم حيات انسانى آگاهى داشتم و نه مىتوانستم شما را آگاهى بخشم و نه مىتوانستم به شما از فرا رسيدن روز رستاخيز و ديدار پاداش و كيفر عملكردها هشدار دهم، پس همه اينها دليل درستى دعوت و راستى گفتار من و به بركت وحى آسمانى است.
. هنگامى را [به ياد آور] كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من از گلى [تيره ]بشرى [ارجمند] خواهم آفريد.
72. پس هنگامى كه او را درست كردم و از روح خود در [كالبد ]او دميدم [شما] در برابرش سجدهكنان [به خاك] بيفتيد.
73. پس فرشتگان همگى يكسره [در برابر آدم به فرمان خدا و در جهت تقرب به بارگاه او] سجده كردند،
74. مگر ابليس كه سرباز زد و از كفرگرايان گرديد.
75. [خداى فرزانه به او] فرمود: هان اى ابليس! چه چيز تو را از اين [كار ]بازداشت كه براى آنچه به دست [قدرت و تدبير ]خود آفريدهام سجده آورى؟! آيا [به راستى] تكبّر ورزيدى يا از برترى طلبانى؟!
76. [ابليس] گفت: [بارخدايا!] من از او بهترم؛ [چرا كه] مرا از آتشى [فروزان ]آفريدى، امّااو را از گلى [تيره و بىمقدار]!
77. فرمود: اينك [كه چنين است] از آن [موقعيت و جايگاه ]بيرون شو كه تو رانده شدهاى.
78. و به يقين لعنت من تا روز جزا بر تو خواهد بود.
79. [ابليس] گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى كه [مردم براى حسابرسى ]برانگيخته مىشوند مهلت ده!
80. فرمود: به يقين تو از مهلت داده شدگانى،
81. [امّا نه براى هميشه، بلكه] تا روز آن زمان معلوم [و مشخص]!
82. گفت: پس به شكستناپذيريت سوگند كه همگى آنان را گمراه خواهم ساخت؛
83. مگر بندگان خالص شده [و پاكدل]ات از ميان آنان را [كه من نمىتوانم بر آنان چيره گردم].
تفسير داستان آفرينش آدم
در اين آيات گفتگوى فرشتگان در باره آفرينش آدم و نسل و تباره او ترسيم مىگردد. در نخستين آيه مورد بحث مىفرمايد:
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِينٍ
هنگامى را به ياد آور كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من از گلى تيره بشرى را خواهم آفريد.
گفتنى است كه «اِذْ» ممكن است به فعل «يختصمون» در دو آيه پيش تعلق داشته باشد.
* * *
در دوّمين آيه مورد بحث مىافزايد:
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ
پس هنگامى كه او را درست كردم و آفرينش وى كامل گرديد و از روح خود در كالبد او دميدم و بدين وسيله زنده شد، شما در برابرش سجدهكنان به خاك بيفتيد.
در آيه شريفه خداى فرزانه روحى را كه به كالبد بىجان آدم دميد و آن را حيات بخشيد، به خود نسبت مىدهد و اين تنها به خاطر تجليل و گراميداشت آن است و نه به مفهوم حقيقى آن. و منظور از «نفخت فيه»، نشانگر اين نكته است كه خدا آدم را به تنهايى و بدون به كارگيرى اسباب و ابزار، همچون پدر و مادر و جريان ولادت آفريده است و درست به همين دليل هم به فرشتگان فرمان رسيد كه براى گراميداشت آدم و عظمت آفرينش دنياى پراسرار وجود او در برابرش به خاك افتند و به فرمان خدا سجده آورند.
* * *
آفريدگار هستى به وعده خويش در مورد آفرينش آدم جامه عمل پوشيد و به خواست او آفرينش آدم پايان پذيرفت. در اين مورد مىفرمايد:
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
پس هنگامى كه آدم گام به عرصه هستى نهاد، همه فرشتگان در برابر او سجده آوردند.
* * *
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ
مگر ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران و حقستيزان شد.
* * *
در آيه بعد ابليس به خاطر اين سركشى و نافرمانىاش از جانب خدا مورد بازخواست قرار مىگيرد:
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَ
خدا فرمود: هان اى ابليس! چه چيزى تو را از اين كار بازداشت كه از سجده كردن در برابر آنچه من به دست قدرت و تدبير خود ساختم سجده آورى؟!
اين آيه در قالب پرسشى و به صورت نكوهش ابليس آمده، و اين بدان دليل است كه فرشتگان بدانند كه اين موجود رانده شده و سركش تنها به انگيزه تكبر و خودبزرگبينى راه نافرمانى را در پيش گرفت و نه به خاطر داشتن عذر و بهانهاى قابل دفاع.
«جبايى» مىگويد: تعبير «لما خلقت بيدى» نشانگر آن است كه خدا آفرينش آدم را خود به عهده گرفت و بدون هيچ واسطه و ابزارى با فرمان و خواست بدون واسطهاش او را آفريد. و «مجاهد» نيز ضمن تأييد اين ديدگاه بر آن است كه آيه مورد بحث بسان اين آيه است كه مىفرمايد: «او لم يروا انّا خلقنا لهم مما عملت ايدينا انعاماً»(120) آيا نديدهاند كه ما به قدرت خويش براى اينان چهارپايانى آفريدهايم تا آنان مالك آنها باشند؟
و «ابومسلم» بر آن است كه منظور از «دست» در آيه، اشاره به قدرت و توانايى آفريدگار هستى است و روشنگرى مىكند كه آدم را به قدرت خويش آفريده است.
در ادامه آيه از شيطان سئوال مىشود كه:
أَاسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنْ الْعَالِينَ
اين سركشى و نافرمانى است از آن جهت بود كه به راستى تكبر ورزيدى و يا از برترىجويانى؟! آيا خود را از آنچه هستى برتر و بالاتر پنداشتى و خود را فراتر از فرمانبردارى از خدا قرار دادى و يا از كسانى بودى كه مقامشان فراتر از اين است كه سجده آورند، و بدين پندار خود را برتر پنداشتى؟!
* * *
ابليس براى پاسخ، اين پندار را برگزيد كه از آدم و نسل و تبار او برتر و بالاتر است؛ از اين رو نبايد از او خواسته شود كه در برابر آدم سجده آورد.
قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ
گفت: پروردگارا، من از آدم بهتر و بالاترم!
خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
چرا كه ذات بىهمتاى تو مرا از آتش سوزان آفريده است و او را از گلى تيره و سرد و بدين سان آتش را از گل و خاك، برتر و سودبخشتر قرار داد.
* * *
درست پس از اين سركشى و گستاخى شركآلود بود كه او را در خور نكوهشى سخت و كيفرى عبرتآموز و عبرتانگيز كرد و پيام رسيد كه: هان اى ابليس اينك كه چنين است از آن موقعيت و جايگاه بيرون برو كه تو رانده بارگاه خدايى.
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
* * *
و پيام خدا ادامه يافت كه:
وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ
و بىگمان لعنت و نفرين من تا روز رستاخيز بر تو و عملكرد زشت و ظالمانهات ادامه خواهد يافت و هماره رانده و طرد شده بارگاه من خواهى بود.
* * *
ابليس به جاى بيدارى و تصميم به بازگشت از سركشى و نافرمانى و به جاى جبران گناه، به شقاوت و بيداد ديگرى دست يازيد و از بارگاه خدا فرصت و مهلت خواست، امّا نه براى بازگشت به حق و اصلاحپذيرى، بلكه ادامه سركشى و گمراهى و گمراهگرى؛ به همين جهت رو به بارگاه خدا آورد و گفت:
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
پروردگارا، پس مرا تا روز رستاخيز و روزى كه مردم براى بازخواست و حسابرسى برانگيخته مىشوند مهلت ده!
* * *
پيام آمد كه خواستهات براى مدتى مشخّص پذيرفته است، امّا به هوش باش كه اين مهلت براى هميشه نيست.
قَالَ فَإِنَّكَ مِنْ الْمُنظَرِينَ
فرمود: به يقين تو از مهلت دادهشدگانى.
* * *
إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
امّا نه براى هميشه، بلكه تا روز آن زمان معلوم و مشخّص از مهلت يافتگان خواهى بود.
* * *
درست اينجا بود كه ابليس درون آلوده و انديشه پليد خود را براى همه هوشمندان عصرها و نسلها آشكار ساخت و گفت:
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
پروردگارا به شكستناپذيرىات و قدرت بىكرانت كه همه پديدهها مقهور آنند سوگند كه من همه فرزندان آدم را از شاهراه حق و عدالت و توحيد و تقوا به بيراهه خواهم كشاند.
* * *
امّا پس از اندكى دريافت كه گزافهاى رسوا بافته است و چنين نيست كه همه انسانها خويشتن را اسير وسوسههاى او سازند، از اين رو افزود:
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمْ الْمُخْلَصِينَ
مگر بندگان خالص شده و پاكدل و به راستى ساخته شده است از ميان آنان را كه برگزيدن و نگاهشان داشتن؛ آرى، تنها به اينان نمىتوانم چيره شوم و با آراستن زشتى و گناه در نظرشان گمراهشان سازم وگرنه ديگران را گمراه خواهم ساخت، امّا مرا بر بندگان پراخلاص تو راهى نيست، چرا كه آنان خود را به دژ توحيدگرايى و يكتاپرستى رساندهاند و در پناه تو از گمراهى و سرگشتگى در امانند.
-
-
إِنّي أَمَانٌ لِأَهلِ الأَرضِ کَمَا النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهلِ السَّمَاءِ
-
وجود من براي اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند .
|
|
|